پدر

خواهم که درفراق پدر گریه سر کنم

خون در دل  سپهر  ز  آه  جگر  کنم

خواهم که از دو چشم کنم خون دل روان

وان آتش نهفته دل شعله ور کنم

خواهم بخیمه فلک آتش زنم  چنان

کز آن شرر جهان همه زیر و زبر کنم

خواهم که در رثای پدر نوحه سر دهم

تا ساکنان عرش برین نوحه گر کنم

خواهم چو ابر گریه کنم بر مزار او

خون در دل زمانه بیدادگر کنم

گر طایران خلد ننالند چو من

از آه آتشین همه بی بال و پر کنم

 

 بدرود پدر مهربانم بدرود